subscript

مجموعه دانش استخاره (5 جلد)
  • مجموعه دانش استخاره (5 جلد)
  • مجموعه دانش استخاره (5 جلد)
  • مجموعه دانش استخاره (5 جلد)
  • مجموعه دانش استخاره (5 جلد)
  • مجموعه دانش استخاره (5 جلد)
  • مجموعه دانش استخاره (5 جلد)
  • مجموعه دانش استخاره (5 جلد)
  • مجموعه دانش استخاره (5 جلد)
  • مجموعه دانش استخاره (5 جلد)
  • مجموعه دانش استخاره (5 جلد)
  • مجموعه دانش استخاره (5 جلد)
  • مجموعه دانش استخاره (5 جلد)
  • مجموعه دانش استخاره (5 جلد)
  • مجموعه دانش استخاره (5 جلد)
  • مجموعه دانش استخاره (5 جلد)
  • مجموعه دانش استخاره (5 جلد)

مجموعه دانش استخاره (5 جلد)

7,000تومان
خرید این کتاب 7 امتیاز دارد
کد محصول : DNSHE5J

در قسمت پایین در نظر خود را در مورد این محصول بنویسید تا در قرعه کشی کاربر وفادار بن خرید 100 هزار تومانی برای 5 نفر شرکت کنید

آموزش خرید

کتاب دانش استخاره نوشته آیت الله محمدرضا نکونام در پنج جلد نگاشته شده و در سه بخش کلی تنظیم شده است.
بخش نخست در هشت فصل به آموزش دانش استخاره با قرآن کریم و بیان برخى از اصول و قوانین استخاره با این کتاب آسمانى است.

بخش دوم که در جلدهای دوم، سوم و چهارم آمده است تطبیق قواعد و اصول استخاره را بر تمامی آیات قرآن کریم ارایه می‌دهد.
جلد پنجم این کتاب بخش سوم را در بر دارد که عهده‌دار بیان استخارهٔ سوره‌های قرآن کریم است که در تفأل کاربرد فراوان دارد.

فهرست عناوین کتاب به شرح زیر است:

جلد یک: پیشگفتار و ۸ فصل
بخش اول: دانش استخاره با قرآن کریم
فصل یک: چیستی استخاره
فصل دو: استخاره از منظر عقل و جایگاه آن در زندگی
فصل سه: نظر قرآن کریم و دیدگاه فقیهان به استخاره
فصل چهار: استخاره از دیدگاه روایات
فصل پنج: جایگاه قرآن کریم در استخاره
فصل شش: چگونگی استخاره با قرآن کریم
فصل هفت: مهم‌ترین اصول و قواعد استخاره با قرآن کریم
فصل هشت: گزیده اصطلاحات و رموز استخاره

در ادامه توضیحات کامل در مورد موضوعات کتاب و ماهیت حقیقی استخاره آمده است در صورت علاقه میتوانید مطالعه کنید

پيش‌گفتار

دانش استخاره همانند دانش تعبیر خواب و علم اسمای الهی از علوم موهوبی و مرتبط با غیب عالم است که ایمان به آن ایمان به غیب و باطن جهان دانسته می‌شود. این دانش توسط حضرات انبیای الهی و حضرات ائمهٔ معصومین علیهم‌السلام آموزش داده می‌شده و گاه شاگرد مدرسهٔ آن، حضرات معصومین علیهم‌السلام نیز بوده‌اند. بدیهی است دانشی که شاگرد آن معصوم باشد از دانش‌های بسیار سنگین و از اسرار ولایت است. این دانش از امور عنایی است و نه درایی و فرایند استخاره به عنایت حضرت حق شکل می‌پذیرد و نه به درایت عقل. البته عقل با درایت خویش، حجیت، حقانیت و ارزش صدق آن را درمی‌یابد. ایمان به استخاره به معنای ایمان به عنایت و توجه حق تعالی است. کسی که به عنایت حضرت حق چشم دارد، باطن را به مراتب بیش از ظاهر، بلکه در سیر علّی و معلولی مرتبط با آن و بالاتر از این، چیرهٔ بر آن می‌داند، از این رو هیچ گاه یأس و ناامیدی به وی راه نمی‌یابد و با این اسباب باطنی که همواره در کار و فعالیت می‌باشند، تعطیلی و بن بست برای نظام مادی قایل نمی‌گردد و پوچی در عالم نمی‌بیند و تهی انگاری را به خود راه نمی‌دهد؛ زیرا آنان را که در باطن وی در حال فعالیت هستند می‌بیند و صدای هر یک از آنان را می‌شنود. استخاره به معنای طلب خیر از

(۹)

خداوند است و در طلب خیر عنایت نقش دارد و نه گزینش و اختیار که کارکرد خرد آدمی است. فرق میان استخاره و اختیار نیز در همین نکته نهفته است. کسی که کاری را با نیروی خرد خویش اختیار می‌کند قدرت گزینش دارد و گزینش از کارکردهای عقل است اما استخاره طلب خیر است و متعلق آن فعل خداوند و عنایت او و توجه به باطن شمرده می‌شود و نه درایت و دریافت عقل.

این علم مانند هر علم دیگری چنان‌چه حقیقی باشد، از دانش‌های ایجادی و انشایی به شمار می‌رود. علم حقیقی هیچ گاه از اخبار و مدد گرفتن از حافظه به دست نمی‌آید. استخاره با آن که برای نوع افراد مفهوم روشنی دارد، مصداق آن به‌درستی تبیین نگردیده است. دانش استخاره همانند دیگر دانش‌های اعطایی است که استخاره‌گیرنده باید ملکه‌ای قدسی را داشته باشد یا آن را در خود پدید آورد تا بتواند به استنباط مفاهیم و محتوای آن بپردازد؛ همان‌طور که فقیه نیز باید افزوده بر دانش‌های ظاهری و احاطه بر ادبیات، منطق، حدیث، رجال، درایه، اصول و فقه که همه از مبادی استنباط به شمار می‌رود، درون خود ملکه‌ای قدسی به معنای نوعی توانمندی معنوی در رابطه با استخراج حکم از شریعت پدید آورد که از آن به نیروی رد فروع بر اصول یاد می‌شود. دانش فقه، این ملکهٔ قدسی را قاعده‌مند می‌کند تا فقیه با تکیه بر آن، قدرت رد فروع بر اصول را داشته باشد. فقیهی که بدون این ملکه به اجتهاد می‌پردازد در واقع فقیه نیست و فقه وی از شریعت به‌دور است و به خشکی و یبوست دچار می‌گردد؛ به‌گونه‌ای که چنین فقهی به‌هیچ وجه نمی‌تواند قضایای حماسی حضرت اباعبداللّه الحسین علیه‌السلام را توجیه نماید و برای آن ملاک استنباط بیابد و چنین فقهی است که محیط حوزه‌های علمی را نیز به خشکی و سردی می‌کشاند و انگیزهٔ تحصیل

(۱۰)

را از طلاب جوان باز می‌ستاند. علوم حقیقی و معنوی به حوزه‌ها حیات، زندگی، نشاط و بالندگی می‌بخشد و به اعتبار عنایت به غیب و باطن حتی می‌تواند راه‌گشای نظام اسلامی در مشکلات باشد؛ چرا که اقتدار حاصل از امور معنوی و دینی به مراتب برتر از قدرت‌های مادی و اقتدار برخاسته از علوم تجربی است.

عالمان حقیقی بدون تکیه بر حافظه و معلومات، از خود به انشای دانش و ایجاد آن رو می‌آورند. آنان همواره در مسیر تولید دانش هستند و هیچ گاه از تولیدات دیگران بهره نمی‌برند و در پی آن نیستند که معلومات اندوخته سازند. علوم معنوی انشایی است و هرگاه شکل مدرسی به خود بگیرد اخباری و گزارشی می‌گردد. بشر امروز بیش‌تر در پی معلومات و محفوظات است و در حوزهٔ علوم انسانی تولید علم به‌کندی پیش می‌رود و چه بسا که جز اموری تخیلی که حقیقتی در خارج ندارد چیزی ارایه نمی‌دهد. بیش‌تر عالمان بر معلومات و محفوظات خود تکیه دارند و کم‌تر می‌شود که کسی صاحب‌نظر گردد و با اجتهاد و رأی خود سخن گوید.

در علوم معنوی افزوده بر آن‌چه در دانش‌های ظاهر نیاز است، باید به نفس پاک و روح شاد مراجعه کرد و نه به نوشته‌های دیگران. عالمان حقیقی برای تعبیر خواب یا استخاره به کتابی جز کتاب نفس خویش مراجعه ندارند و با بازخوانی آن است که از خود یا دیگران دست‌گیری دارند. صاحبان علوم و اندیشه‌های بلند که از آنان به «اولوا الالباب» تعبیر می‌شود از محفوظات خود اندک استفاده می‌کنند و هرچه را که می‌گویند به انشای نفس آنان و با ایجادی جدید است، از این رو تکرار در گفته‌های آنان نیست و حتی اگر مطلبی را بنویسند که در نوشته‌های دیگران آمده است، چون آن را به صورت انشایی بیان می‌دارند، در نحوهٔ تقریر و نگارش دارای تازگی و نوآوری است و تکراری در آن دیده نمی‌شود.

(۱۱)

استخاره دانشی است با سیستم انشایی که استخراج و استنباط ویژهٔ خود را دارد و چنین نیست که بتوان با حفظ قواعد و رموز دانش استخاره، به دقیق‌ترین استخاره‌ها دست یافت، بلکه دقیق‌ترین استخاره از آنِ کسی است که کتاب نفس وی گسترده‌تر، جزیی‌تر و دقیق‌تر باشد و وی بتواند با مراجعه به آن، از الهامات بهره ببرد. از این رو به جویندگان دانش استخاره توصیه می‌شود به جای تکیهٔ صرف بر حفظ قواعد و اصول استخاره، به پالایش و پیرایش نفس خویش بپردازند و بر انس با قرآن کریم و قرب با این کتاب آسمانی سرمایه گذاری نمایند و این گونه است که به منطق استخاره و فقه استنباط و قدرت استخراج آن دست می‌یابند. بدیهی است دانشی که دارای چنین کششی باشد، قواعد و اصولی بسیار پیدا می‌کند که محدود به آن‌چه در این کتاب آمده است نمی‌گردد و افراد دیگری باید بیایند و با تمسک به مطالب ربوبی و ایجاد و انشای قواعد این علم، به تکمیل آن بپردازند و چنین نیست که این اصول و قواعد با تکیهٔ صرف بر محفوظات به دست آید. پیشرفت علمی بشر امروز نیز مرهون افراد اندکی است که بر حافظه و معلومات خود تکیه نداشته‌اند. کسی دارای دانش استخاره است که همانند مجتهدی صادق و توانا، ملکه‌ای قدسی را درون خود پرورانده باشد که به مدد آن قدرت انشا و ایجاد حکم و توان استنباط موقعیت و ابداع را داشته باشد و تکیهٔ صرف بر یادگیری اصول و قواعد استخاره، خواهان را قدرت گرفتن استخاره نمی‌دهد. مدرسی ساختن چنین دانشی حکم یکی از مبادی را دارد که برای غیر صاحبان استخاره به اندازهٔ مبادی و مقدمات تأثیر دارد و نه بیش از آن، و البته این مقدمات چنان حایز اهمیت است که گاه با سعادت و شقاوت آدمی درگیر می‌گردد؛ زیرا ناآگاه از چیستی استخاره که در شناخت مصداق آن ناتوان است با مطالعهٔ

(۱۲)

این علم بر آن احاطه می‌یابد و جایگاه خود در این دانش را می‌شناسد و ناآگاهانه دست به قرآن کریم نمی‌برد و مردمی را به چالش و بدبختی و خود را به شقاوت و حرمان دچار نمی‌سازد. هم‌چنین اصول و قواعد یاد شده نقش اعدادی در حصول ملکه‌ای قدسی را در نفس دارد که با حصول آن توان و نیروی استنباط استخاره از آیات قرآن کریم را در نفس پدید می‌آورد.

آن‌چه در این مجموعه آمده است اموری کلی است که تنها می‌تواند عالم استخاره را تا حدودی به واقع نزدیک سازد و وی برای دریافت استخاره‌ای دقیق ناچار است اموری جزیی هم‌چون صفات خواهان و چگونگی ویژگی‌های وی را بشناسد و بدیهی است امور جزیی چنان کثرتی دارد که نمی‌توان آن را در کتابی جمع آورد، بلکه حصول آن به ملکهٔ قدسی است که قدرت احاطه بر جزییات و رد امر جزیی بر کلی آن را می‌یابد.

استخاره از دانش‌های الهامی است که تنها بخشی از آن را می‌توان قاعده‌مند نمود و برخی دیگر از آن نیازمند تجربهٔ درونی و انس با قرآن کریم است و با مدد از باطن و معنویت شکل می‌گیرد. از آن‌جا که آیات استخاره با توجه به نیت خواهان معنا می‌یابد و وی نقش فاعلی در معنابخشی آن دارد، ما در این نوشته سعی کرده‌ایم حد وسط و میانه‌ای را برگزینیم و بر اساس آن به تبیین استخارهٔ آیات بپردازیم. باید توجه داشت گاه قصد خواهان تصمیم‌گیری در مورد مهم‌ترین مسایل است و گاه ممکن است جزیی‌ترین مسألهٔ زندگی را در بر بگیرد و برای این دو نمی‌توان از یک آیه، معنایی یکسان را ارایه داد، اما می‌شود به صورت نسبی و کلی به معنایی دست یافت که هر دو تصمیم، مصداق یک آیهٔ استخاره گردد و ما در بیان استخارهٔ آیات شریفهٔ قرآن کریم، به این

(۱۳)

معنا توجه داشته‌ایم، بر این اساس، استخاره گیرنده که ما وی را «خوانده» می‌نامیم می‌تواند بر اساس نیت خواهان استخاره که ما وی را به اختصار، «خواهان» نام گذارده‌ایم، بر معنای آیهٔ شریفه و اصطلاحات استخاره دقیق شود و پاسخی جزیی و موردی را به خواهان بدهد و دقیق‌ترین تعبیر را از استخارهٔ وی داشته باشد.

باید توجه داشت متأسفانه، قرآن کریم و انواع استفاده و بهره‌بری از آن مورد بی‌مهری مسؤولان قرار می‌گیرد و این کتاب آسمانی که باید جایگاه خود را در تصمیم‌گیری‌های کلان نشان دهد، به دست افرادی می‌افتد که در مسایلی بسیار کوچک که چندان جایی برای استخاره نیست مورد استفاده قرار می‌گیرد و در مثل این برخورد با قرآن کریم مانند آن است که دانشمندی کم‌نظیر را معلم شاگردان سال اول ابتدایی قرار دهیم که هرچند می‌تواند شاگردانی خوب را پرورش دهد اما این کار، اتلاف دانش و نیروی دانشمندی کم‌نظیر و بی‌مهری به وی است.

استخارهٔ قرآن کریم در صورتی که توسط اهل آن گرفته شود، در مسایل کلان است که می‌تواند اعجاز خود را نشان دهد و نه در مسایلی بسیار جزیی و کم‌اهمیت افرادی بسیار ضعیف که قدرت برگرفتن کوچک‌ترین تصمیمی را برای خود ندارند و به سستی و پوچی اراده دچار شده‌اند. افرادی که بیش از آن که به آخرت و سعادت خود بیاندیشند به منافع محدود و بسیار جزیی خود می‌اندیشند و به اصالت سود و بهره‌بری اعتقاد دارند و چیزی جز عافیت و لذت را نمی‌طلبند. برای چنین کسانی باید استخاره را بسیار نازل کرد تا با قصد و نیت آنان هماهنگ گردد و تعبیرهایی مانند این که: «کار مورد نظر خواهان را به هلاکت و نابودی می‌کشاند و او را به شکست دچار می‌سازد» یا «مرگ و میر و قتل در آن است»، برای چنین نیت‌های حقیری مناسب نیست و

(۱۴)

باید به این نکته توجه داشت و استخاره را با توجه به کوچکی یا بزرگی نیت وی معنا کرد و «نسبیت» به معنای گفته شده در دانش استخاره راه دارد. تعدد معنای یک آیه با توجه به تعدد انگیزه‌های خواهان حیرت آور است و تنوع بسیار آن شگفتی فرد آگاه را برمی انگیزد؛ در حالی که همهٔ این معانی متنوع، از ظاهر الفاظ و واژگان آیه قابل استفاده است. با احاطه بر چنین تنوع‌پذیری آیه است که مفهوم تعبیر «حمالة الوجوه» به نیکی دریافت می‌گردد. شایان ذکر است چنین وصفی در واقع وصف ناظر و گفته‌خوان است وگرنه ظاهر قرآن کریم معنای مشخص خود را دارد و وصف «حماله» را به این اعتبار نمی‌پذیرد.

با تأسف بسیار باید گفت خردی قصد و نیت‌هایی که برای استخاره می‌شود و بی‌خبری کسانی که برای استخاره دست به قرآن کریم می‌برند و نیز کتاب‌های زیادی که در موضوع استخاره به قرآن کریم به چاپ می‌رسد اما هیچ گونه ارزش علمی ندارد و علمی و روشمند نمی‌باشد و از اصول و قواعد استخاره با قرآن کریم به‌دور است، به «لوث کردن» استخاره که از علوم باطن به شمار می‌رود و به بی‌اعتبار کردن این دانش می‌انجامد و نه به شناخت و استفاده از آن و این امور هم‌اینک دانش استخاره را در سطح یک «باور» به تعبیری محترمانه، و به تعبیری صریح، به یک «خرافه» تنزل داده است؛ به‌گونه‌ای که یکی از نویسندگان روزنامهٔ خراسان که سال‌هاست دربارهٔ مباحث فلسفی و عقلانی با نگارنده مصاحبه‌هایی دارد که برخی از آن در کتاب: «گفت‌وگوهای اجتماعی» به چاپ رسیده است، از این که نگارنده، استخاره را آموزش می‌دهد و آن را به صورت مدرسی بیان می‌دارد تعجب نموده و می‌گفت شما که سال‌هاست بحث‌های عقلی و فلسفی را در حوزهٔ علمیهٔ قم تدریس می‌نمایید چگونه است که از استخاره نیز سخن می‌گویید. چنین

(۱۵)

رویکردی به استخاره سبب شده است این دانش از قرآن کریم استخراج نگردد و قرآن کریم نیز تنزل یابد و کتابی که می‌تواند در تمامی علوم و دانش‌ها به عنوان نخستین منبع کامل و درست مورد مراجعه قرار گیرد، از زندگی دانشمندان کنار گذاشته شود و تنها به قرائتی از آن برای رسیدن به ثواب بسنده نمایند و بهرهٔ علمی لازم از آن را نبرند. کتابی که به تعبیر قرآن کریم، همه چیز در آن است: «وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یابِسٍ إِلاَّ فِی کتَابٍ مُبِینٍ»(۱). کتابی که می‌توان با خلوت و انس گرفتن با آن به فنون و رموز آن وصول الهامی و کرامت فهم داشت. متأسفانه، حوزه‌های علمی ما هم‌اینک بیش‌تر به دانش‌های ظاهری و به فقه و اصولی خشک اکتفا می‌کند. بدیهی است چنین عالمانی نمی‌توانند ادعای وراثت دانش‌های پیامبران را داشته باشند. از طرفی کسی که بدون داشتن علم استخاره و آگاهی بر قواعد و رموز استخاره به قرآن کریم دست می‌برد و مردم را با ناآگاهی خود گرفتار می‌کند، هم‌چون پزشکی است که با تخلف از قوانین و آیین‌نامه‌های نظام‌پزشکی به طبابت می‌پردازد و مردم چنین افرادی را شایستهٔ تعزیر و عقاب می‌دانند؛ البته استحقاق عذاب‌های برزخی آن به جای خود محفوظ است. این گونه است که عالم وارسته‌ای هم‌چون مرحوم حاج شیخ احمد خوانساری با آن همه صفا و پاکی که داشت هیچ گاه با قرآن کریم استخاره نمی‌گرفت و می‌فرمود آگاهی لازم از آن را ندارم. ایشان با تسبیح استخاره می‌نمود. مرحوم آقای فکور نیز که تنها داعیه‌دار استخاره در قم در زمان خود بود و حتی عالمان بزرگ نیز از ایشان استخاره می‌خواستند، پس از مدتی و در پی پیشامد اشتباهی که در جریان یک استخاره داشت، دیگر با قرآن کریم برای کسی استخاره

۱- انعام / ۵۹٫

(۱۶)

ننمود؛ چرا که فردی پیش ایشان استخاره کرده بود خودکشی نماید و استخارهٔ آن خوب آمده بود و به همین سبب خودکشی کرده بود.

نکتهٔ دیگری که در این رابطه بایستهٔ ذکر است این است که بلاها و ابتلاءاتی که در مسیر زندگی برای آدمی پیش می‌آید، در صورت برخورد صحیح با آن و رضایت به خواستهٔ الهی سبب می‌شود که رنج‌های برزخی و کاستی‌های واپسینی وی کاهش یابد و پناه بردن به استخاره برای رهایی از ابتلاءات دنیوی و دوری از سیر طبیعی کرده‌های ناسوتی، محنت برزخی را در پی دارد و از این نقطه‌نظر نیز شایسته نیست به مصلحت‌اندیشی در پرتو استخاره پناه برد؛ مگر آن که تصمیم‌گیری در مورد کاری باشد که نفع یا ضرر آن همگانی است یا به دیگران می‌رسد. این نکته وقتی اهمیت شایان خود را نشان می‌دهد که توجه شود سیر حرکت در عالم برزخ به کندی صورت می‌گیرد و عالم ناسوت به سبب جمعیتی که دارد، در مسیر رشد کمال سرعت بیش‌تری دارد که به هیچ وجه قابل مقایسه با سیر برزخی نیست. کم‌ترین ابتلایی در دنیا که ممکن است تنها چند روز ذهن و جسم خواهان را به خود مشغول دارد می‌تواند چنان کمالی را در این مدت کوتاه برای وی بیاورد که کسب آن در برزخ به سال‌ها محنت نیاز دارد. سرعتی که در حرکت‌های دنیوی وجود دارد سبب می‌شود برای نمونه، کودکی که تازه به دنیا می‌آید و بی‌درنگ می‌میرد، در همان لحظهٔ اندک، بهرهٔ دنیوی وی را فراهم سازد و کام خود را از دنیا بگیرد و به تعبیر دیگر، سرعت سیری که در حرکت‌های دنیوی وجود دارد نمی‌گذارد کسی ناکام از دنیا رود. خواهان با استخاره‌ای که می‌گیرد با چنین سرعتی همراه می‌شود و با فزونی و برتری که از قرآن کریم به دست می‌آورد، مسیر حرکت طبیعی خویش را تغییر می‌دهد و با غلبه بر این سرعت، کمالات برزخی خود را متفاوت

(۱۷)

می‌سازد؛ به این معنا که یا آن را رشد می‌دهد و یا نوعی کاستی در آن پدید می‌آورد که چگونگی آن با نوع کردهٔ وی ارتباط دارد.

اولیای الهی زیر شمشیر غمش رقص کنان می‌روند و خود را گرفتار دام مصلحت‌سنجی‌های عقلی که عشق ندارد نمی‌سازند. این غافلان دنیاطلب هستند که با از دست دادن کم‌ترین بهرهٔ دنیوی غم‌باد می‌گیرند و در غرقاب حسرت فرو می‌روند. کمالات دنیوی و خیرات اخروی بدون افتادن در کورهٔ ناملایمات حاصل نمی‌شود و عافیت‌طلبی دنیوی نتیجه‌ای جز خسران برزخی را در پی ندارد. هیچ صاحب کمالی نیست که بدون پا گذاشتن بر لبهٔ تیز تیغ‌هایی که اعماق وجود آدمی و روح او را می‌شکافند به جایی رسیده باشد.

افزوده بر این، چنین برداشت سودانگارانه از استخاره روا نیست. استخاره با قرآن کریم دارای واقع‌نمایی است و از حقیقت خارجی خبر می‌دهد. گاه ممکن است خیر خواهان در این باشد که وی آسیب‌هایی را متحمل شود و استخاره به سوی خیر بودن کاری که آسیب‌زاست رهنمون می‌دهد؛ زیرا به تعبیر قرآن کریم: «وَعَسَی أَنْ تَکرَهُوا شَیئا وَهُوَ خَیرٌ لَکمْ، وَعَسَی أَنْ تُحِبُّوا شَیئا وَهُوَ شَرٌّ لَکمْ، وَاللَّهُ یعْلَمُ وَأَنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ»(۱) چنین نیست که هر آن‌چه ما دوست داریم همان صلاح ما باشد، و هر چیزی را که ناپسند و ناخوش می‌داریم، بد ما باشد. استخاره واقع‌نماست و خواهان را به اموری واقعی هدایت می‌کند و نه به خوشامدها و دوری از ناپسنداری‌های خواهان.

به هنگام استخاره، نیت خوانده برای گرفتن استخاره تأثیرگذار است و رکن مهم آن «استجماع» است که چگونگی آن را توضیح خواهیم داد.

۱- بقره / ۲۱۶٫

(۱۸)

نیت خوانده باید پیش از دست بردن به قرآن کریم باشد و تقدم آن رعایت گردد، وگرنه استخاره‌ای که می‌گیرد به خواهان ارتباطی نخواهد داشت و فاقد ارادهٔ لازم برای استجماع و ورود به ساحت قرآن کریم برای کشف حال خواهان است.

گاه می‌شود که حتی «صاحب استخاره» که دانش استخاره را به صورت موهوبی از خداوند متعال دارد، نمی‌تواند برای ورود به ساحت قدسی قرآن کریم استجماع نماید، وی در چنین صورتی استخاره نمی‌نماید و چون فاقد قدرت استجماع است و حال ارتباط را ندارد، نمی‌تواند به روش عالمان به علم استخاره نیز به سوی قرآن کریم دست برد، با توجه به این نکته است که باید خاطرنشان شد مردم نباید از صاحبان استخاره انتظار داشته باشند که آنان در هر لحظه‌ای بتوانند از این دانش اعطایی بهره جویند و برای مردم استخاره گیرند؛ چرا که شاید آنان در حال ارتباط نباشند.

استجماع می‌تواند به کم‌ترین لحظه‌ای حاصل شود و این گونه است که صاحبان استخاره می‌توانند شمار بسیاری استخاره را در زمانی اندک انجام دهند.

هم‌چنین استجماع می‌تواند به وسیلهٔ ذکر و عبادت حاصل گردد یا گاه می‌شود که آن را بدون تمسک به ابزاری پدید آورد. البته چنین استجماعی بسیار سنگین است و به‌سختی ظهور می‌یابد.

در استخاره باید هم معنای واژگان هر آیه را به صورت تجزیه به دست آورد و هم معنای آن را در نقش ترکیبی که دارد. ما سعی نموده‌ایم مهم‌ترین و پرکاربردترین واژگان را که از آن به عنوان «اصطلاحات استخاره» یاد کرده‌ایم در فصل هشتم آموزش دهیم و معنای ترکیبی آن را نیز در ذیل هر آیه آورده‌ایم. همان‌گونه که گذشت، نظر ما ارایهٔ کلی‌ترین

(۱۹)

معنایی بوده که با قصد و نیت هر خواهانی سازگار باشد، و صاحب استخاره می‌تواند از هر آیه، با توجه به نیت خواهان، بیش‌ترین و دقیق‌ترین و جزیی‌ترین معنا را ارایه دهد که تبیین چنین اموری در حوصلهٔ این کتاب نیست.

استخاره دانشی پیشرفته است که همانند منطق نیازمند تدوین، ساماندهی و نظام‌سازی است و متأسفانه، با کم‌مهری عالمان رو به افول نهاده است. در روایات نیز آمده است که حضرات معصومین علیهم‌السلام این علم معنوی را آموزش می‌داده یا خود آن را فرا می‌گرفته‌اند. البته، فراگیری آنان هم‌چون تعلیم امانت امامت است که باید در جای خود و در مباحث ولایت از آن سخن گفته شود. بدیهی است دانشی که امام معصوم آن را تعلیمی می‌سازد استخاره با تسبیح یا رقعه نبوده، بلکه حقایقی بوده است که به سبب غربت شیعه و قلت آنان و استبداد، استکبار، ظلم و خفقان محیط به دیگران انتقال نیافته است. ان‌شاء اللّه به برکت صفای خون شهیدان این انقلاب که با دم مسیحایی حضرت امام خمینی رحمه‌الله پی‌ریزی گردیده است، رفته رفته این دانش‌ها با رشد و حرکت حوزه‌های علمی و برون‌رفت آنان از ظاهر بینی صرف و جمود برای مردم تبیین گردد. دانش‌هایی در قرآن کریم وجود دارد که حتی نامی از آن نیز در میان کتاب‌های موجود دیده نمی‌شود و ان‌شاءاللّه خداوند توفیق دهد روزی فرا رسد که این علوم از قرآن کریم استخراج گردد، هرچند ممکن است آن روز در آینده‌ای بسیار دور باشد.

برای رسیدن به چنین روزی و یافت چنین علوم معنوی باید دانش «حلال درمانی» را ترویج داد؛ چرا که دانش‌های اعطایی هیچ گاه از بستر حرام بر نمی‌خیزد، بلکه فرسنگ‌ها از چنین خاستگاهی فاصله می‌گیرد.

باید توجه داشت عبادت و ذکر بدون شرط طهارت روح و باطن و

(۲۰)

دوری از لقمهٔ حرام یا لقمه‌هایی که طیب نیست و با خست بسیار به دست می‌آید ممکن نیست. پول بسیار اندک و ناچیزی که در برخی از مراکز دینی توزیع می‌شود دور از این وصف نیست و فاصله‌ای دور از رزق طیب دارد و هر توجیه و انتسابی اثر نامطلوب آن را از بین نمی‌برد؛ همان‌گونه که نذری که از مال حرام تهیه شده و به نام یکی از حضرات معصومین علیهم‌السلام به مردم داده می‌شود، آن را پاک و حلال نمی‌سازد.

سلوک معنوی بدون «حلال درمانی» همانند گزاردن هزاران رکعت نماز بدون وضوست و هیچ فایده‌ای را در بر ندارد. لقمهٔ کسی که در دانش استخاره قدم می‌گذارد باید با ظلم یا استکبار یا با خست و پستی فراهم نشده باشد. رزق‌های پست و سست به شدت مانع رشد و ارتقای معنوی انسان است. دو شرط اساسی و لازم برای انس با قرآن کریم و رسیدن به الهامات قرآنی و بهره‌گیری از دانش استخاره آن است که نخست از مال حرام دوری گزیده شود و دو دیگر آن که از رزق طیب بهره برده شود. افزون بر استخاره، تعبیر خواب و دیگر دانش‌های موهوبی و اعطایی نیز چنین وصفی را دارد. باید توجه داشت هر رزق حلالی طیب نیست و رزقی طیب است که با خست، تکدی و تحقیر بسیار به دست نیامده باشد. دستی که برای پولی اندک دراز می‌شود، لقمه‌ای غیر طیب را به خانه می‌برد و عالمانی که ناچیزترین شهریه را به طلاب می‌دهند، در واقع به صورت ناخواسته و ناآگاهانه باب علوم معنوی را بر آنان می‌بندند و چنان‌چه به عمد و خدای ناخواسته برای کسب شهرت و اعتبار باشد، در دنیای دیگر استحقاق بازخواست را پیدا می‌کنند. حوزه‌های علمی اگر بخواهد در آینده نیز به روش ارتزاق فعلی خود ادامه دهد که هر کسی پول اندکی را به عنوان شهریه به طلاب دهد و رزق آنان را غیر طیب سازد، نباید امیدی به خود داشته باشد که بتواند دانش‌های معنوی قرآن کریم را استخراج نماید.

(۲۱)

کتاب حاضر برای نخستین بار در جهان اسلام، اصول و قواعد استخاره و رموز آن را بیان می‌دارد. بدیهی است هیچ گاه دانشی که برای نخستین بار ارایه می‌گردد و هنوز مغزهای متفکری که قلبی بیدار داشته باشند بر آن اندیشه‌ورزی نداشته‌اند، به تکامل بایستهٔ خود نمی‌رسد و این دانش با فراهم شدن فضای آزادی و سخت نگرفتن برخی از عالمان چیره که قدرت اجتماعی دارند بر عالمانی که از این دانش برخوردارند اما امکانات دنیوی آنان محدود است، جایگاه بایستهٔ خود را می‌یابد.

ما در جلد نخست این کتاب، بحث‌های مقدماتی؛ مانند مشروعیت و توجیه‌پذیری استخاره با قرآن کریم و غیر آن و خردپذیر بودن آن را طرح نموده‌ایم و تفاوت‌های آن با دانش‌های مشابه را بررسیده‌ایم. هم‌چنین جایگاه استخاره از دیدگاه قرآن کریم و روایات باب استخاره و دیدگاه فقهیان و عالمان دینی که البته شمار آنان که از استخاره سخن گفته‌اند چندان زیاد نیست را در ادامه آورده‌ایم. آن‌گاه قواعد کلی استخاره و نیز رموز و اصطلاحات آن را برای نخستین بار تبیین نموده‌ایم. همان‌گونه که گذشت بررسی سیر تاریخی در این بحث نشان می‌دهد که عالمان سده‌های نخستین عصر غیبت بیش از عالمان متأخر از آن سخن گفته‌اند و استخاره برای آنان اهمیت داشته است. این افول که از سیر تربیتی حوزه‌های علمی ناشی می‌شود با نگاهی به حجم بسیاری از روایات این باب که در کتاب‌های کافی، محاسن، تهذیب، مصباح مرحوم کفعمی و بحارالانوار وجود دارد متأسفانه چشم‌گیر است. فقیهان بحث از استخاره را در کتاب نماز و به بهانهٔ یادکرد از نماز استخاره آورده‌اند. از این کتاب‌ها که بگذریم دیگر کتابی که توانمندی علمی داشته باشد در باب استخاره نگاشته نشده و کتاب‌هایی که در این زمینه و در حال حاضر نوشته و چاپ می‌شود فاقد وجاهت علمی است و این وظیفهٔ

(۲۲)

مسؤولان و دستگاه‌های فرهنگی است که با معیار قرار دادن کتاب‌های علمی، از نشر چنین کتاب‌هایی جلوگیری نماید.

ما در این کتاب، ضمن آن که قواعد و اصول استخاره را بیان داشته‌ایم، همواره متذکر گردیده‌ایم که استخاره نوعی استخراج و ابداع است و به اصطلاح امری انشایی و ایجادی است که استخاره‌گیرنده باید با مراجعه به نفس خویش و با دارا بودن ملکه‌ای قدسی برای یافت معنا از آیات قرآن کریم و دریافت امور جزیی به استخاره الهام یابد. این امر وقتی خود را به‌خوبی نشان می‌دهد که توجه داشت هر آیه‌ای در استخاره دارای وجوه متعددی است که نسبت به خواهان و شرایط مکانی و زمانی متفاوت می‌گردد. گاه می‌شود که برخی از استخاره‌ها را باید با لحاظ اوضاع اجتماعی مردم و ملتی بیان داشت و تنها به خواهان نیز حصر توجه ننمود و این کتاب تنها راهنمایی است برای رسیدن به برخی از وجوه آن و چنین نیست که با وجود چنین کتابی، باب اجتهاد در این دانش برای همیشه بسته شده باشد. البته استخاره نوعی برات دل است که اصل پیدایش و وجود آن در درون آدمی قاعده‌مند است و قواعد و اصول و رموز و اصطلاحات یاد شده همه برای پیدایش آن لحاظ اعدادی دارد. ملکه‌ای قدسی که الهام الهی، ظهور حقی، وارد قلبی یا رشحهٔ نفسی دانسته می‌شود.

در استخاره، توجه به آداب نزدیک شدن به قرآن کریم حایز اهمیتی ویژه است. کسی که می‌خواهد به قرآن کریم دست ببرد شایسته نیست بدون وضو باشد، بلکه افزون بر آن باید واجد طهارت باطنی نیز باشد. وی نباید نسبت به قرآن کریم عجله داشته باشد یا بدون خلوص و برای ریا و خودنمایی به محضر قرآن کریم راه یابد؛ زیرا قرآن کریم می‌فرماید: «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ، وَلاَ یزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلاَّ

(۲۳)

خَسَارا»(۱) و همان‌گونه که برای صافی دلان شفا و رحمت است برای آنان که می‌خواهند با زرنگی از آن استفاده کنند و شیطنتی داشته باشند گمراه کننده است: «وَلاَ یزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلاَّ خَسَارا». برای نمونه کسی که می‌خواهد با استخاره به قرآن کریم، خودروی تصادفی خود را به دیگری تحمیل کند، قرآن کریم گاه وی را به راهی هدایت می‌کند که تصادف یا شکستی برای وی پیش آید. کم‌ترین بی‌حرمتی و شیطنتی نسبت به چیزی یا کسی در ساحت قدسی قرآن کریم، بدبختی و بیچارگی خواهان را موجب می‌شود. متأسفانه گاه می‌شود که عالمی دینی ساحت قدسی قرآن کریم را بهانه‌ای برای برخورد با دیگر عالمان قرار می‌دهد و به بهانهٔ دفاع از قرآن کریم به شکستن ساحت قدسی و حرمت قرآن کریم روی می‌آورد که چنین فردی باید منتظر عاقبت ناخوشایندی که در انتظار وی است باشد.

در احترام به قرآن کریم، تجربهٔ نگارنده این است که قرآنی که به همراه برداشته می‌شود با چیز دیگری در جیب گذاشته نشود و همیشه به تنهایی در جیب باشد. حتی مهر و تسبیح را نباید کنار آن گذاشت. به قرآن کریم باید به صورت یک شخص زنده و قدسی نگاه کرد و به آن حرمت گذاشت. در آینده خواهیم گفت قرآن کریم حقیقتی زنده و شخصی است که خود را در عرصهٔ قیامت برای بندگان آشکار می‌سازد. کسی که به قرآن کریم نزدیک می‌شود تا از آن اعتبار و آبرویی برای خود به دست آورد، احترام قرآن کریم را حفظ ننموده و قرآن کریم گاه با چنین فردی چنان رفتار ویژه‌ای دارد که هیچ خیری از این برخورد نمی‌بیند و همهٔ سرمایه و اعتبار خود را به حادثه‌ای کوچک از دست می‌دهد. منظور این

۱- اسراء / ۸۲٫

(۲۴)

که باید حرمت قرآن کریم را همواره پاس داشت و چیزی را در کنار و در ردیف آن قرار نداد؛ همان‌گونه که قرآن کریم هرگونه مثل و همانندی را برای خویش بر نمی‌تابد و می‌فرماید: «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الاْءِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَی أَنْ یأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ یأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیرا»(۱). هیچ کتابی نمی‌تواند در ردیف قرآن کریم قرار گیرد و همواره و در هر جایی باید آن را مقدم داشت.

نگارنده از کودکی و پیش از توانایی بر خواندن و نوشتن با این کتاب آسمانی انس داشت و تنها کتابی است که می‌تواند انیس تنهایی هر صافی دلی گردد و بارها و بارها آن را خواند. البته باید توجه داشت قرآن کریم را باید همواره در کنار مقام عصمت قرار داد وگرنه بدون آن نتیجه‌ای مطلوب ندارد. ما بارها در دیگر نوشته‌های خود بر همراهی این دو ثقل عظیم در تمامی مراحل و حوادث یادآور شده‌ایم. با تأسف باید گفت کتاب‌هایی که دربارهٔ استخاره نوشته می‌شود، حرمت قرآن کریم را پاس نمی‌دارد. عالمان و فرهیختگانی که در گذشته در رابطه با استخاره کتاب نوشته‌اند به مراتب به حقیقت این دانش آشناتر بوده‌اند تا امروزیان که باید کتاب‌های آنان را با کاستی‌های بسیار همراه دانست؛ چرا که این کتاب‌ها نه تنها حرمتی برای دیانت نمی‌آورد بلکه حرمت قرآن کریم را نیز خدشه‌دار می‌سازد. البته هم‌اینک ملاک و معیاری برای ارزشیابی چنین کتاب‌هایی نیست و امید است کتاب حاضر بتواند این خلأ نظام مدیریتی را نیز پر نماید. کتاب‌هایی که هم‌اینک در زمینهٔ فال‌گیری، سحر، جادو، رمل و اسطرلاب نوشته می‌شود نیز تنها جنبهٔ تجاری دارد و از حقیقت این دانش‌ها خالی است و ارزش و واقعیتی ندارد، هرچند این دانش‌ها

۱- اسراء / ۸۸٫

(۲۵)

خود دارای حقیقت می‌باشد. افول شدید و سیر قهقرایی استخاره به سبب میدان‌دار نبودن عالمان ربانی و خارج نمودن هدفمند آنان از محیط حوزه‌های علمی است که البته دود آن به چشم ملت می‌رود و این شیعیان و ایتام آل نبی صلی‌الله‌علیه‌وآله هستند که تاوان آن را می‌پردازند.

کتاب‌هایی که هم‌اینک در رابطه با استخاره چاپ می‌شود که متأسفانه گاه بسیار اشکال دارد جز سودجویی از افراد عوام را دنبال نمی‌کند و آنان با خالی بودن میدان از مردانی الهی که می‌توانند محک و معیار ارزش هر صاحب ادعایی باشند چنین میدان‌داری می‌کنند؛ وگرنه خوش بود گر محک تجربه آید به میان. نوشته‌های موجود در باب استخاره که گاه در شکل تقویم‌های دیواری عرضه می‌شود از لحاظ علمی گسیخته و بی‌پایه است و افرادی که اعتبار و وجاهت قرآن کریم را دست‌مایهٔ سودجویی خود قرار می‌دهند نباید خود را ایمن از حوادث آینده بدانند. نوشتن چنین نوشته‌هایی است که استخاره را در سطح یک باور و گاه خرافه تنزل داده است.

استخاره را باید در کارهای کلان و بسیار مهم که عقل از احاطه بر همهٔ جوانب آن ناتوان است انجام داد و نباید ساحت قدسی قرآن کریم را به امور جزیی و خرد مشغول داشت. برخی متأسفانه به سبب ضعف در تصمیم‌گیری و به دلیل دچار شدن به سستی اراده به اعتیاد در گرفتن استخاره دچار می‌شوند و در کوچک‌ترین مسایل به آن روی می‌آورند که این رویه شایسته نیست. استخاره باید در تصمیم‌گیری‌های کلان زندگی دخالت داشته باشد و جایگاهی چون تعبیر خواب حاکم مصر توسط حضرت یوسف علیه‌السلام بیابد و آن‌گونه است که اهمیت این دانش و جایگاه آن خود را می‌نمایاند. برای نمونه، بنده در طول سال شاید تنها چند مورد محدود استخاره نمایم که به نمونه‌ای از آن اشاره می‌نمایم. پیش از

(۲۶)

پیروزی انقلاب و در زمان ستم‌شاهی در مدرسهٔ فیضیه حجره داشتم. در این حجره وسایلی نگه‌داری می‌شد که داشتن آن از نظر ساواک جرم بود. مأموران ساواک به بازرسی حجره‌ها مشغول شدند. برخی از عالمان مانند مرحوم آقای ربانی شیرازی به من توصیه نمودند که با توجه به حجم بالای وسایل مورد نظر، مدتی از قم بیرون بروم. بنده به قرآن کریم استخاره نمودم که بمانم. این آیهٔ شریفه آمد: «هُوَ الَّذِی یسَیرُکمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ، حَتَّی إِذَا کنْتُمْ فِی الْفُلْک، وَجَرَینَ بِهِمْ بِرِیحٍ طَیبَةٍ، وَفَرِحُوا بِهَا، جَاءَتْهَا رِیحٌ عَاصِفٌ، وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ کلِّ مَکانٍ، وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ، دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ، لَئِنْ أَنْجَیتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَکونَنَّ مِنَ الشَّاکرِینَ»(۱).

این آیهٔ شگرف مرا از آن مخاطره نجات داد. استخارهٔ آن چنین است: کاری سنگین اما بسیار خوب است که با اخلاص در عمل نتیجه‌بخش می‌گردد. ساواکی‌ها در آن زمان، تختی در حیاط مدرسهٔ دار الشفا زده بودند و فرماندهٔ آنان در آن جا بر بازرسی‌ها نظارت می‌کرد و رفت‌و آمدها را کنترل می‌نمود. یکی از آنان باستانی‌کار بود. من به وی گفتم اگر بتوانی سرت را از زیر بغل من درآوری عمامه‌ام را به تو می‌دهم. پس از کمی شوخی بالاخره گفت چه می‌خواهی؟ گفتم میل‌های باستانی من در حجره است و می‌خواهم ورزش کنم. گفت مگر آخوند هم میل می‌زند؟ گفتم من هزار میل را در یک جلسه می‌زنم. اجازه داد میل‌ها را آوردم و من در جلوی روی آنان شروع به میل زدن کردم. خادم مدرسه نیز آن وسایل را عبور می‌داد. به آنان گفتم این‌ها وسایل ورزشی من است که وی آن را می‌برد، آنان به وی بی‌اعتنا شدند. در نهایت برای من نیز چایی ریختند و حرمت فراوانی گذاشتند. به آنان گفتم

۱- یونس / ۲۲٫

(۲۷)

اسم مرا برای تبرک در دفتر خود بنویسید و من نامی مستعار و غیر واقعی را به آنان گفتم. البته، آنان پس از یک ماه دوباره پی‌گیر من شدند که مشکلی پیش نیامد ولی در آن موقعیت، این آیهٔ شریفه به صورت کلی بر من تطبیق کرد و همهٔ محتوای آن را به صورت مجسم در این واقعه می‌دیدم. این واقعه مربوط به سال ۵۲ یا ۵۳ است.

باید توجه داشت اصول و قواعد استخاره با قرآن کریم، آن‌گونه که باید در روایات آموزش داده نشده و مدرسی نگردیده است. دلیل این امر آن است که حضرات معصومین علیهم‌السلام شاگردان فارغ و علاقمندی که به صورت روشمند پی‌گیر فراگیری دانش‌هایی از این نوع باشند کم‌تر یافته‌اند. گذشته از این، بسیاری از آن حضرات علیهم‌السلام یا با فشاری که خلفای جور بر آنان وارد می‌آوردند اجازهٔ داشتن مدرسه و مکتب را نداشتند یا مجال آن را نمی‌یافتند. عدهٔ اندکی هم که این دانش را فرا می‌گرفته‌اند نیز برای مکتوب ساختن قوانین و قواعد آن تلاشی ننموده‌اند. از این روست که این دانش همانند علم اصول و منطق قوانین مدونی نیافته است و شماری که اهل چنین علوم موهبتی بوده‌اند تنها آن را سینه به سینه حفظ کرده و انتقال داده‌اند و بر این اساس، نمی‌توان برای دانش استخاره پیشینه‌ای چندان یافت. بله این دانش در برخی از روایات آمده و نیز در آثار بعضی از عالمان فرهیخته همانند مرحوم کفعمی، سید بن طاووس، علامهٔ مجلسی و شیخ حر عاملی از آن یاد شده، اما در این آثار نیز روایات آن به تحلیل عمیق گذاشته نشده است.

برای استنباط اصول، قواعد و رموز استخاره لازم نیست به سخن معصوم علیه‌السلام استناد داشت؛ زیرا آنان امور کلی، مشروعیت و حجیت آن را در روایات چندی که نمونه‌ای از آن در جای خود خواهد آمد آورده‌اند. افزون بر این، تعلیمی بودن آن در روایات چندی آمده است و آن

(۲۸)

حضرات به آموزش یا فراگیری این دانش می‌پرداخته‌اند. این مسأله، مدرسی بودن استخاره به عنوان یک دانش را مستدل می‌سازد. هم‌چنین، بسیاری از امور نوپدید است که اثری از آن در کلام معصوم نیست و ما حکم فقهی آن را با قواعدی کلی که شمار آن نیز زیاد نیست به دست می‌آوریم. در واقع، هرچند دانش استخاره هباتی است، همانند دانش ریاضی و دیگر علوم در دسترس خرد آدمی است و لازم نیست در آن تعبد داشت، از این رو به استناد روایی نیاز ندارد. روشمند بودن این علم سبب می‌شود که همانند قوانین ریاضی دست‌یافتنی و آموزشی باشد. بر این اساس، استخاره را نباید به مسلمانان محصور دانست و حتی فردی غیر مسلمان نیز در صورتی که آگاهی و نجابت لازم را داشته باشد می‌تواند با فراگیری قواعد و اصول این علم به قرآن کریم مراجعه نماید و از آن بهره ببرد.

البته، فشارهایی که حاکمان طاغوتی بر شیعیان داشته‌اند سبب شده است بسیاری از دانش‌ها از جمله استخاره، عرفان و ادبیات، متنی شیعی و پیراسته نیابد و دانشمندان شیعی نتوانند کتابی مستقل در این علوم به نگارش آرند و قواعد آن را هماهنگ با آموزه‌های مکتب اهل بیت علیهم‌السلام ارایه دهند.

از سوی دیگر، گفته شد استخاره واقع‌نماست و عامل ارتباط خواهان با خارج است. افزوده بر این، برای دست‌یابی به این واقع‌نمایی لازم است عاملی برای ایجاد ارتباط باشد که از آن به «استجماع» یاد شد. اگر استجماع حاصل شود، صاحب استخاره حتی بدون قرآن کریم می‌تواند با نفس خویش واقع‌نما گردد و خواهان می‌تواند با مراجعه به شخص وی خیر خود را از او بخواهد. البته، این بدین معناست که خواهان با مراجعه به نفس خویش در واقع به قرآن کریم مراجعه نموده است چرا که

(۲۹)

نمی‌شود نفس صاحب استخاره با قرآن کریم مأنوس نبوده و در پرتو قرآن کریم نور نگرفته و نورانی نشده باشد.

لایه‌هایی از نفس که از حقیقت حکایت دارد، در پرتو نور قرآن کریم است که بینا گردیده و از تاریکی و غیبت بیرون آمده است و این گونه است که می‌تواند با مراجعه به نفس خویش به استنباط قواعد و اصول استخاره با قرآن کریم یا حتی استخارهٔ نفسی روی بیاورد که ذکر آن را باید در جای دیگر جست. ابن سینا نیز که نابغهٔ دنیای خردورزی است به گاه برخورد با مشکلات علمی و برای حصول استجماع و ارتباط با حقایق علمی، به نماز روی می‌آورد و با نماز از خدای خویش مدد می‌گرفت.

این کتاب به‌گونه‌ای که در خور این نوشتار است بر واقع‌نمایی استخاره و ارزش صدق آن نیز تأکید دارد. هم‌چنین رابطهٔ استخاره با خردورزی که اندیشیدن خود شخص و خواهان است و نیز با مشورت که از دیگران خواسته می‌شود تا برای وی اندیشه‌ورزی داشته باشد و راه چاره‌ای برای رهایی از مشکلات موجود یا گرفتار نشدن به مشکلاتی که ممکن است در روند کار پیش آید یا انجام دادن کار به بهترین نحو ممکن پیدا کند نیز از دیگر مباحث طرح شدهٔ نوشتار حاضر است و در این بحث گفته شده است که استخاره می‌تواند خواهان را ویزیت کند و نظری کارشناسی شده که بر نیمهٔ پنهان کار نیز که از دید خرد آدمی دور است به خواهان ارایه دهد و وی می‌تواند در پرتو رهنمون آن در عالم واقع تصرف کند و خود را به خیرات یا منافعی برساند یا از شرور و آسیب‌هایی دور نگاه دارد و این گونه نیست که تنها اثری ذهنی و نفسی بر خواهان داشته باشد و وی را فقط از حیرت، سرگردانی و تردید نجات بخشد و تخیل نفسی را برای وی شکل دهد؛ چیزی که بشر امروز کم‌تر به آن توجه دارد و در نتیجه، خود را از حقایق قرآن کریم و بهره‌های آن محروم نموده است.

(۳۰)

استخاره به معنای گذر از ظواهر عالم که در دسترس عقل بشری است و تمسک به غیب و باطن عالم در پرتو هدایت قرآن کریم که آن ساحت فراتر از عقل صوری است که به حدس قوی یا شهود نایل نیامده است. مؤمن با استخاره در هیچ کاری بن‌بست ندارد و همیشه امید به زندگی و نشاط را در خود زنده نگه می‌دارد.

باید توجه داشت این کتاب در سه بخش کلی تنظیم شده است. بخش نخست در هشت فصل به آموزش دانش استخاره می‌پردازد که در جلد نخست آمده است اما بخش دوم که در جلدهای دوم، سوم و چهارم آمده است تطبیق قواعد و اصول استخاره را بر تمامی آیات قرآن کریم ارایه می‌دهد. جلد پنجم این کتاب بخش سوم را در بر دارد که عهده‌دار بیان استخارهٔ سوره‌های قرآن کریم است که در تفأل کاربرد فراوان دارد. ما در جلد پنجم برای به دست آوردن استخارهٔ سوره‌ها، استخارهٔ خوب و بد هر سوره را استخراج نموده و سپس با مقایسهٔ آن، استخارهٔ هر سوره را به دست آورده‌ایم.

شایان ذکر است از مجموع ۶۲۳۶ آیهٔ قرآن کریم، استخارهٔ ۹۹۹ آیه خوب، استخارهٔ ۶۶۶ آیه بد، استخارهٔ ۱۲ آیه وسط، استخارهٔ ۷۸ آیه برای صاحب استخاره، استخارهٔ ۵۳۸ آیه عالی، استخارهٔ ۱۱۲۳ آیه بسیار خوب، و استخارهٔ ۱۴۷۸ آیه بسیار بد، استخارهٔ ۷۶ آیهٔ آن بد نیست و استخارهٔ ۱۲۶۶ آیهٔ آن خوب نیست می‌باشد که به‌طور کلی می‌توان گفت: ۷۰/۴۴ درصد استخارهٔ آیات قرآن کریم (۲۷۴۹ آیه) خوب و ۳۰/۵۵ درصد آیات آن استخارهٔ بد است. البته، آیات صاحب استخاره در این آمار منظور نشده است.

در بررسی آماری دیگری می‌توان گفت: از مجموع ۱۱۴ سورهٔ قرآن کریم استخارهٔ ۴۴ سوره (۵۹/۳۸ درصد) که دارای ۲۲۰۰ آیه است

(۳۱)

خوب و هفتاد سوره (۴۱/۶۲ درصد) که دارای ۴۰۳۴ آیه می‌باشد استخارهٔ بدی دارد.

در پایان به دو نکته توجه داده می‌شود: یکی این که ما برای تفهیم هرچه بهتر و سریع‌تر مفاهیم استخاره و فرازهای هر آیه ناچار از به کاربردن علایم نگارشی در آیات شده‌ایم و توجه به این علایم برای دریافت استخارهٔ آیات مفید و گاه ضروری است. به این مثال توجه نمایید: «أَمْ یقُولُونَ افْتَرَاهُ، قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ، وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ، إِنْ کنْتُمْ صَادِقِینَ»(۱). در بیان استخارهٔ این آیه با توجه به علایم نگارشی که آن را به سه فراز تبدیل نموده، آمده است: «هر سه فراز این آیه غیر قابل تحقق است، از این رو انجام آن خوب نیست؛ چرا که نتیجه‌ای را در بر ندارد». این سه‌فراز تنها با توجه به ویرگول‌های به کار رفته در آیه به دست می‌آید که با تکیه بر وجود این علایم از توضیح آن خودداری شده است.

و دو دیگر آن که گاه برخی از اصول و قواعد تحت قاعدهٔ کلی‌تر در می‌آید که ما به سبب اهمیت آن قاعده، آن را به عنوان اصلی مستقل آورده‌ایم.

وآخر دعوانا أن الحمد للّه ربّ العالمین

زبان

فارسی

کیفیت

خیلی خوب

نوع نوشتار

چاپ دیجیتال

فرمت

pdf

منبع

متفرقه

نظرات (0)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید

محصولات اتفاقی

7,000تومان
خرید این کتاب 7 امتیاز دارد

5,000تومان
خرید این کتاب 5 امتیاز دارد

5,500تومان
خرید این کتاب 5.5 امتیاز دارد

5,000تومان
خرید این کتاب 5 امتیاز دارد

14,000تومان
13,000تومان
  • بعد از 0 خرید میتوانید به قیمت 13,000تومان
خرید این کتاب 13 امتیاز دارد
7 % تخفیف

7,000تومان
خرید این کتاب 7 امتیاز دارد

5,000تومان
خرید این کتاب 5 امتیاز دارد

subscript دعا نویس تضمینی

درباره ما

بوک 66 مرجع تخصصی ارائه دهنده کتب دیجیتال کمیاب و نایاب علوم غریبه ،طلسمات، تسخیرات،ادعیه،اوراد و علوم جفر، رمل و... میباشد تلاش ما راحت کردن دسترسی و کاهش هزینه ها برای علاقه مندان به این علوم میباشد

ایمیل : [email protected]
شماره تماس : 09385030047
واتساپ : برای ارسال پیام کلیک کنید

نماد

بوک 66